دخترم! امشب! برای تو می نویسم...
توانا بود، هر که دارا بود!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 10:38  توسط محمد رضا شوق الشعرا
|
روسپی درمانده شهر، خدا را می شناسد!؟
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 1:32  توسط محمد رضا شوق الشعرا
|