تبليغاتX
فریاد در شب
نامه ای برای امشب

قدرت پنهان حاکم

چرا خاتمی شکست خورد و احمدی نژاد پیروزنمی شود؟!

نهال قدرتی را که هاشمی قبل از ریاست جمهوری کاشت، و در هنگامه هشت سال ریاست جمهوری، با سیاست و برنامه،  ریشه هایش را گستراند، سایه اش در بعد از دوران ریاست جمهوری هاشمی، همچنان با حربه پول و قدرت، بر ایران حکومت می کند.

خاتمی هیچگاه نتوانست از تارهای کارگزاران هاشمی فرار کند، و به اجبار ازمدیران تربیت شده سیستم هاشمی استفاده کرد، و بهمین دلیل، نتوانست برنامه هایی  که قدرت هاشمی را محدود می کرد پیاده کند.

تشریفات و مصرف گرایی و تجمل زدگی و رشد دلالی و رابطه گرایی و قوم سالاری و برگشت از اصول انقلاب، بعد از پایان جنگ، با ریاست جمهوری هاشمی آغازگشته، و با شروع  بکار مدارس غیرانتفاعی و دانشگاه آزاد، جامعه بسوی طبقاتی شدن حرکت کرده و پول، بازتبدیل به ارزش و قدرت می گردد.

دوم خرداد، نه بزرگ مردم به کارگزاران و طرفداران هاشمی بود، و این نه! با رای نیاوردن و راه نیافتن هاشمی به مجلس شورای اسلامی تکمیل گشت، و اما هاشمی، که به خود لقب مرد بحران ها را داده بود، کسی نبود که بسادگی آنچه را که سخت بدست آورده بود آسان ازدست بدهد، هسته و چیدمان بسیاری از وزارت خانه ها در زمان هاشمی و به شیوه و خواست و برنامه هاشمی گذارده و تدوین گشته بود، و خاتمی درطول هشت سال دوران اصلاحات، هیچگاه نتوانست که حتی برای یک لحظه خارج ازمسیر تعیین شده حرکت کند، و سرانجام مشارکت، که به تسخیر کارگزاران هاشمی و خاتمی درآمده بود، از راه و شیوه حفظ قدرت هاشمی تقلید کرده و به سمت کسب ثروت، برای بدست آوردن و در دست داشتن قدرت حرکت کرد، زیرا تاریخ ایران ثابت کرده بود، که آنچه در ایران قدرت می آورد ثروت است، و نگهدارنده ثروت، قدرت!

در پایان دوره هشت ساله خاتمی و شکست اصلاحات خاتمی، که دو «سعید» نقش مهمی در آن داشتند، باز مردم در انتخاباتی دیگر، نه! خود را به هاشمی تکرار کردند، و احمدی نژاد آمد، تا با شعار عدالت، کاری را که خاتمی می خواست و نتوانسته بود انجام دهد، انجام دهد؛ و اما او نیز بعد ازشروع اولین حرکت، متوجه شد که کارگزاران هاشمی را نمی توان کنار زد، و فقط می توان با آنان کنار آمد، و این کنار آمدن و همراهی با هاشمی، همان حرکتی بود که کروبی و خاتمی، برخلاف روند اصلاحات، در انتخابات خبرگان انجام داده، و بجای روبروی هاشمی ایستادن و قرار گرفتن، در کنار و پشت سر او ایستادند و قرار گرفتند.

هاشمی که از ریاست مجلس به ریاست جمهوری رسیده، و در همه این سالها، بالاتر از دیگرسیاستمداران نشسته بود، در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بالاتر از خاتمی قرار گرفت و نهاد تشخیص مصلحت نظام را قویتر ازنهاد ریاست جمهوری ساخت، و اینک احمدی نژاد، با سرمایه داران و زراندوزان و گردن کلفت هایی مخالف است، که موافق و همراه و همگام هاشمی هستند و قدرت و ثروت خود را از سایه وجود و قدرت هاشمی کسب کرده اند.

احمدی نژاد می خواهد با حربه صداقت و تکیه به تعداد معدودی اصولگرای ارزشی و بدون پول و قدرت، به جدال با سیاست و ثروت و قدرت باندهای حاکم برود، و در این راستا بر روی کمک مردم محرومی که تورم و گرانی و فقر و فساد احاطه اشان کرده است، نمی تواند که حسابی باز کند.

ثروتمندان و سرمایه دارانی که در این سالها و در بعد ازدوران هاشمی رشد کرده و موجودیت یافته اند قادر هستند تا با یک اشاره نرخ هر گونه جنس و کالایی را در بازار افزایش داده  و یا کاهش دهند، و احمدی نژاد در میان سنگ دو آسیاب کارگزاران هاشمی و خاتمی گرفتار مانده است، و حتی قادر به بردن نام کسانی که به بیت المال دست درازی کرده اند  نیز نیست، هاشمی در جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام نه تنها در سیاست داخلی که در سیاست خارجی نیزدخالت کرده و کوچکترین مخالفت و انتقادی را تحمل نمی کند.

هاشمی سیاستمدار و مغز متفکری است که بسیار زیبا و راحت شطرنج بازی کرده، و براحتی و سادگی بسیاری ازسیاستمداران و نخبگان را وارد بازی خود می سازد، اینک بسیاری ازطرفداران احمدی نژاد همچون طرفداران خاتمی، طرفدار هاشمی هستند و در انتخابات خبرگان به او رای دادند، در حالیکه حقیقت و حرکت باید چیزدیگری باشد. که نیست.

امروزبسیاری ازکسانی که با اغازدوران خاتمی مخالف هاشمی بودند و بر علیه هاشمی حرکت کرده و حرف می زدند، اینک موافق و همراه هاشمی بوده و در دفاع ازهاشمی فریاد می زنند؛ و هاشمی در همه این سالها یک چیزکم داشته و یک آرزوی دیگر دارد، و هاشمی در دوران کهولت، پست و مقامی را می خواهد که تابحال نداشته و خود را بیش ازهر کس مستحق آن می دانسته است، و حال حرکت های بعدی او تنها در راستای حرکت برای رسیدن به آن نقطه است، نقطه ای که برای هاشمی زیاد دور از دست نیست!

و اما مهمترین نکته در این است که آیا هاشمی و خاتمی، ازعملکرد اطرافیان و ثروت اندوزی و رانت خواری کارگزاران خود اطلاع داشته اند و دارند یا خیر؟!

سازندگی به اصلاحات و اصلاحات به عدالت رسید، و عدالت، شعار انقلاب 57 بود! و اینک یکبار دیگر باید به سال های قبل ازانقلاب و دوران انقلاب و پیروزی انقلاب و امروز نگاه کرد، براستی آن امام راحلی که می گفت ارزش یک موی کوخ نشینان از کاخ نشینان بیشتر است، اگر امروز بود، به کارگزاران نظام چه می گفت؟!  

محمد رضا شوق الشعراء 15/10/85

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 14:16  توسط محمد رضا شوق الشعرا  |