رسالت قلم، در مطبوعات، چه جایگاهی دارد؟!
سخنان رئیس جمهور را در رابطه با رسانه ها، بازخوانی و معنا کنیم!
ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها از دولت پول می گیرند!
روزنامه های دولتی، چگونه می توانند از آزادی و عدالت، بگویند؟ رسالت قلم را پاس بدارند؟ روشنگری کنند؟ و در ایجاد جامعه مدنی و تحقق مردم سالاری و رساندن ایران به فردای بهتر، نقش داشته باشند؟!
رئیس جمهور در مصاحبه مطبوعاتی و در بین خبرنگاران و اصحاب مطبوعات، خونسرد و صادقانه، مطبوعات منتقد دولت را به تمسخر و بازی گرفته، بر طبل رسوایی مطبوعات می کوبد و می گوید : «همه رسانه ها بنوعی بودجه شان را از دولت می گیرند!» و وقتی با سکوت و بهت خبرنگاران روبرو می شود، تیر خلاص را به رکن چهارم مشروطیت زده، مطبوعات را جیره خوار و حقوق بگیر دولت معرفی کرده و ادامه می دهد :«ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها (مطبوعات و خبرنگاران و نویسندگان و روزنامه نگاران و صاحبان جراید) از دولت پول می گیرند» و در جمع خبرنگاران، هیچ خبرنگاری به خود جرات و این اجازه را نمی دهد، تا حقیقتی را که رئیس جمهور، صادقانه و بدون مصلحت گرایی فاش و عنوان کرده، رد کند، و بنوعی حاضرین و خبرنگاران و نمایندگان جراید، با سکوت و عدم اعتراض و جواب خود، حرف های شفاف و بی پرده رئیس جمهور را در رابطه با مطبوعات، تائید می نمایند.
تیراژبسیاری از جراید و مطبوعات، همچون تیراژ بسیاری از کتابها، غیر واقعی و دروغ است، و بسیاری از روزنامه ها و جراید و مجلات، بدلیل شرایط حاکم و شیوه اعطاء مجوز، تبدیل به بنگاه های دونبشی شده اند، که کاری جز دلالی و فروش کاغذ دولتی در بازار آزاد و گرفتن ارز دولتی از دولت و دیکته نویسی ندارند.
شریان حیات مطبوعات، همچون سینما و کتاب، به چشمه پول و بودجه دولت وصل است، و بدون اعانه و کمک دولتی، مطبوعات، توان ادامه حرکت و ابراز ندارند، و حال! مطبوعاتی که مجوز چاپ و بودجه و کاغذ و وام و کمک و آگهی از دولت می گیرند، و در جشنواره دولتی مطبوعات شرکت می کند، و تحت نظارت ارشاد می نویسند، چگونه می خواهند و می توانند که در راستای دفاع از حقوق مردم و کشور و ارزشها، قدمی برداشته، و از دولت و مسئولین دولتی انتقاد کنند؟!
آنچه را که رئیس جمهور شفاف و بی پرده گفت، نکته ظریف و مهمی است، که قبل از این، مردم و نخبگان می دانسته اند، و بهمین دلیل ساده و روشن، به مطبوعات، اعتماد نکرده و اعتمادی ندارند، و بدلیل همین عدم اعتماد مردم به خبرنگاران و مطبوعات است، که مطبوعات تیراژ و خریدار و خواننده چندانی نداشته، و هیچ تاثیری در جریان انتخابات و دیگر جریانات سیاسی، نداشته و ندارند.
مطبوعات با تمام تبلیغات انجام گرفته و همه ادعا و هیاهو، نتوانسته اند تابحال، نماینده ای را به شورای شهر و مجلس بفرستند، و در انتخاب هیچ رئیس جمهور و یا تعیین و برکناری هیچ وزیری تابحال نقشی ایفاء نکرده اند.
لشکر پر تعداد مطبوعات، سیاهی لشگر بی قدرت و توانی است که در مجامع جهانی، دولت را برای تبلیغات و اثبات ادعای آزادی مطبوعات همراهی می کنند، و بجززیان و ضرر، سود دیگری برای ملت ندارند!
مطبوعات، بنا به خواست و رضایت و میل و منفعت خود، در بین سنگ آسیاب دولت و ملت گرفتار مانده، و بیش از هر چیز، بنا به خواست و تصمیم دولت و مسئولان ارشاد، کاریکاتور و مترسکی از آزادی و جریان آزاد اطلاعات و روشنفکری و جامعه مدنی نشان می دهند، مطبوعات امروزرا نه دولت و دولتیان قبول دارند و نه مردم باور! چرا که دولت و دولتیان، خود بیش از هر کس می دانند که مطبوعات چگونه و چرا و به چه دلیل ایجاد شده، و به کار ادامه می دهند و چه و چرا می نویسند، و مردم نیز که با تیزبینی و آگاهی، همه مطبوعات را بنوعی، دولتی و تریبون و جیره خوار دولت می دانند.
و البته دولتی که مجوز چاپ می دهد، و صلاحیت مدیر مسئول و سردبیر را تائید و تعیین می کند، بدلیل حقی که برای نظارت و قیومیت و اعطاء صدور مجوزبرای خود قائل شده، مجبور است تا بدون توجه به خواست مردم، از بودجه بیت المال، هزینه سیاه کردن و به هدر دادن کاغذ و جوهر را نیز پرداخت کند!
هر روز و هر هفته و هر ماه، دهها و صدها عنوان مجله و هفته نامه و ماه نامه و فصل نامه و روزنامه با تیراژ غیر واقعی و خبرهای یکسان چاپ و منتشر می گردد، که مجموع تیراژ صدها عنوان مجله آن، قابل قیاس با یک مجله قبل از انقلاب نمی باشد.
دولت بدون توجه به عدالت و حقیقت، از بودجه بیت المال و از سفره پهن نفت، بجای اهداء دفتر به کودکان و دانش آموزان بی بضاعت، کاغذ به ارباب جراید و ارز به صاحب امتیازان گوش بفرمان جراید می دهد، تا با اسراف کاغذ و امکانات، آگهی نامه های تبلیغاتی بی خواننده به چاپ رسانده، و عکس و تصویر چهره های بازیگران سینما و تلویزیون و ورزشکاران را وسیله فروش و کسب سود بنمایند.
نه تعداد عنوان جراید امروز ایران با دیگر کشورهای دنیا قابل مقایسه است و نه تیراژ آنان، و البته دولت نیز همچون دولت های سابق، راغب به وجود و رشد روزنامه غیر دولتی نیست، چرا که اگر می خواست روزنامه ها دولتی نباشند، سهمیه کاغذ و ارز آنان را قطع، و یا حداقل تیراژ آنان را کنترل می کرد.
امروز مسئولین فرهنگ و ارشاد اسلامی خود خوب می دانند که تیراژ حقیقی مطبوعات چقدر است، و بدون ترس و واهمه، چشم بر دروغ واضح و علنی مطبوعات می بندند، چرا که می توانند همیشه و در همه حال، ازاهرم کاغذ و آگهی دولتی، برای برخورد با مطبوعات استفاده کنند.
متاسفانه حتی روزنامه های حزبی بظاهر مخالف و منتقد دولت نیز ازاعانه دولت سهم می برند، و آنان نیز رضایت نمی دهند تا بخاطر دفاع از ایده و اندیشه و مرام حزب خود، ازکاغذ و امکانات دولتی استفاده نکرده و ازدولت پول نگیرند.
تنها مطبوعاتی که از دولت کاغذ و زینگ و پول و وام و کمک و هدیه نگرفته اند، می توانند سنگ نقد به برنامه دولت بزنند و پرتاب کنند، و چون رئیس جمهور از کلمه «همه» برای مطبوعات استفاده کرده است، اگر جریده ای هست که از این کمک استفاده نکرده، می تواند علیه رئیس جمهور اعلام جرم کند، و اگر نه! مطبوعاتی که بنوعی جیره خوار دولت می باشند، می بایست که این جمله رئیس جمهور را با طلا بر سر در روزنامه و با خط طلایی، بر پیشانی جریده خود بنویسند، و بیش ازاین خود و مردم را فریب ندهند!
خانه های مطبوعات و انجمن صنفی مطبوعات نیز بنوعی ازاعضایی تشکیل شده و شکل گرفته، که وابسته و عضو مطبوعات دولتی موجود می باشند، پس بقول آن پادشاه معروف، همه چیزمان به همه چیزمان می آید، آیا به جز این است؟!
محمد رضا شوق الشعراء 25/8/85